به خشنوتره اهوره مزدا
شگفتا که تمامی ندارد،تمامی ندارد این همه نقطه سر خط ها!

می نویسیم و می نویسیم ولی باز هم تکرار و تکرار! گفتند از تاریخ می خواهند پند بگیرند که تاریخی نشوند! پس چه شد؟ چرا پند نمی گیرید!
آشوریان به گونه ای عیلام را نابود ساختند و به تاراج بردند که دیگر سرزمین بالا خوانده نشد،اما همان آشور با همان قدرتی که عیلام با شکوه را نابود ساخت پس از چندی به گونه ای به دست ماد نابود گشت که دیگر اثری از آن بر جای نماند! به گونه ای که گزنفون که سرداری از سرداران اسکندر گجسته(ملعون) بود به اسکندر در راه ایران می گوید نگاه کن بدین جا که روزی امپراتوری قدرتمندی شکل گرفت و 200سال بر کشور های ایران(ماد) و بابل آنقدر تاخت که مادیان نیز بر آنان یورش برده و نابودشان کردند درست 4 سده(صده) پس از نابودی عیلام به دست آشوریان! نینوا با آن همه شکوه در هم ریخت!
نقطه سر خط....
شگفتا که قدرت در چشمان اسکندر گجسته برق می زد و نگاهش را به اسارت برده بود! سخنان گزنفون برایش بی معنی بود،اما همین سرنوشت نیز برای او نیز بافته شده بود!
انسان فراموشکار است! و این کار دستش می دهد! تاریخ را می خواند اما برای تفریح! برای شعار های پوچ و بی معنی! عده ای به گونه ای پدران خود را می کوبند انگار که خود در عرش به سر می برند! نه..
نقطه سر خط...
این همین سرنوشت بافته شده برای شماست! روزی فرزندانتان برای اندیشه هایتان به جای درود دشنام می فرستند! شگفتا از همین آیینه واری جهان!
اگر به جهان بگویی سهم مرا بده،جهان نیز می گوید سهم مرا بده،درست همانند کوهستان!
خوب است نه به جهان بدهکار باشیم و نه از آن طلبکار!
آخر تا کجا در ژست روشن فکری و معلمی می خواهیم پیش رویم! برای دیگران همیشه معلم و آموزگاریم اما برای خودمان هیچکس!
چندی پیش در جایی شنیدم که می گویند آتش اگر قبله ی زرتشتیان باشد پس می توانند آن را حذف کنند،چه دلیلی دارد که آنقدر پافشاری کنند؟؟ اصلا آتش را می پرستند،بالاخره همیشه گفته اند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!
نقطه سر خط....
آخر ای انسان با شعور پس تو هم که در لباس اسلامی آنقدر صاحب نظری که به دیگر دین ها به ویژه دین نیاکان خودت دست اندازی کنی،بگو بدانم خود حاضری از کعبه دست بکشی و به هر سمت که خواستی نماز بخوانی؟ آخر اگر حذفش کنند که دیگر چند بار چند بار برای چشم و هم چشمی هم که شده نمی توانند مکه بروند و سپس هم جشن ها و خرج های مفصل؟؟!!!
پیروان هر آیین خود آن آیین نیستند که درباره ی آن آیین از پیروانش بفهمی و نتیجه بگیری که آن دین خوب است یا نه؟؟
باز هم نقطه سر خط...
راست اندیش باشیم باید بپذیریم که کاری که موبدان زمان ساسانی کردند و دین زرتشت پاک را آلوده کردند،اکنون نیز عده ای با اسلام می کنند!
دین زمانی که با سیاست کشوری مخلوط شود،آن دیگر دین نیست،بازیچه ی دست است!
دین شخصی است،کسی را در آن دنیا به جای دیگری مجازات نمی کنند! پس در عقاید دیگران چرا اظهار نظر می کنیم؟؟ هدف چیست؟اظهار وجود؟؟؟

باید بپذیریم که تاریخ در دست تکرار است!!! البته این ما انسان ها هستیم که چنین ویژگی به تاریخ داده ایم! چون فراموشکاریم!
فراموش کردیم که شکوه هخامنشیان برای چه بود؟؟ فراموش کردیم که فروپاشی ساسانیان برای چه بود؟؟؟ فراموش کردیم هر آنچه که نباید!
و تا آخر چون کودکی گستاخ و بازیگوش به جای رفتن به سوی یادگرفتن و پند آموزی خود می شویم مایه پند دیگران!مایه عبرت!!!
این سخنان واقعا کجا را می گیرند! تازه آنقدر مغروریم که در این جهان که چندین کهکشان در یک کیهان جمع شده و مطمئنا کیهان های دیگری وجود دارد،دوست داریم برویم و درس اخلاق به آنان بدهیم!!!! به راستی اندیشیده ایم به این که این جهان از چند کیهان درست شده است،و هر کیهان چند کهکشان و هر کهکشان چند ستاره و چند سیاره به دور هر ستاره دارد؟؟؟ و تخمین وجود حیات با قدرت بزرگی چون خدا به 100در سد میرسد؟؟؟؟
در آخر نیز نقطه سر خط...
عزازیل یا حارث که بعدها به شیطان و اهریمن تبدیل گشت،خود برای سنجش(مقایسه) میان خود و مشیه(آدم) از بلند ترین مرتبه بارگاه خداوند به زمین سقوط کرد تا هر روز انسان این موجودی که باعث شده است تا بزرگترین قدرت بین فرشتگان را از دست دهد را ببیند تا عذاب بکشد به خاطر لحظه ای نافرمانی که همان سنجش بوده است؟؟ اگر تاریخ درس پند آموزی بود،اگر انسان فراموشکار نبود هیچ گاه اشتباه عزازیل را دوباره تکرار نمی کرد!
نقطه سر خط.....